ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
8
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
او با امثال « احياء العلوم » كه در درجهء اوّل بر روح تصوّف اعتماد و تكيه دارد متفاوت است . ( دوم ) حسن انتخاب مؤلَّف ، زيرا كه هيچ يك از علماى اماميّه - بعد از استاد دانا و راهنماى اين فن ابن مسكويه متوفّى در سال 421 و مولى محسن فيض متوفّى در سال 1091 - به تأليف چنين كتاب كاملى در اخلاق مبتنى بر اساس علمى و فلسفيى كه در دست داريم موفّق نشده و بر مؤلَّف آن سبقت و پيشى نگرفته است . شخصيت و اخلاق او : بزرگان و نوابغ آدميان عظمت و نبوغ خود را به آسانى و به تصادف ، بدون نيروئى كه در شخصيت آنان به حال كمون است يا ملكه اى كه در نفسشان راسخ و استوار شده است ، به دست نياوردهاند . و همين راز عظمت و برترى آنان بر ديگر مردم است . و كلمهء حظَّ و بهره در اين باره چيزى نيست جز تعبير مبهمى از آن نيروئى كه خداى تعالى در شخص نابغه به وديعه نهاده است . گاهى آن قوّه حتّى براى صاحبش كه به آن آراسته است ، و بر بيشتر مردم ، مجهول و پنهان است . اين نيرو آن نابغه را به قلَّهء باشكوهى كه براى او آفريده شده يا او براى آن آفريده شده ناخود آگاه مىراند ، اگر چه كارهاى جزئيى كه وابسته و قائم به آن است آگاهانه و از روى اختيار باشد . ما نيرومندى شخصيّت نراقى را در صبر و قوّت ارادهء او و در فانى ساختن خود در جستجوى علم ملاحظه مىكنيم . آنگاه عزّت نفس او را در مىيابيم ، هر چند اين الفاظ عامّ است و دربارهء بسيارى از مردم گفته مىشود و صحيح هم هست بدون اينكه دروغ و فريب باشد ، جز اينكه درجهء مخصوص صبر و اراده و مهر و مودّت و عزّت نفس و مانند اينها كه شخص نابغه به آنها ممتاز است دائرهء لغت از تعبير ويژهء آنها تنگ است مگر با همين الفاظ عامّ منتهى با درجهء خاصّى كه از آن شخصيت مورد بحث ماست و از سه حادثه اى كه ذيلا نقل مىكنيم آشكار مىشود : ( اوّل ) دربارهء او گفتهاند كه در ايّام تحصيل همواره در نهايت فقر و تنگدستى به سر مىبرده ، و فقر شيوه و خوى علماست ، بلكه از نخستين شروط نبوغ در علم است ، و همين است كه نفس را صيقل مىدهد و گوهر حقيقى آن را آشكار مىسازد . بينوائى و تنگدستى بر نراقى چنان سخت بود كه از تهيهء چراغى كه در زمان او از روغن زيتون يا